تبلیغات
وقف، احسان ماندگار - مطالب وقف در قرآن و احادیث
 
چهارشنبه 1 شهریور 1391 :: نویسنده :

وَالباقِیاتُ الصّالِحاتُ خَیرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَواباً وخَیرٌ أمَلاً (1)
و نیكى‏هاى ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و امیدوار كننده‏ تر است.
پیامبر صلى الله علیه وآله: إذا ماتَ الإنسانُ انقَطَعَ عَمَلُهُ إلّا مِن ثَلاثٍ: إلّا مِن صَدَقَةٍ جاریَةٍ أو عِلمٍ یُنتَفَعُ بِهِ أو وَلَدٍ صالِحٍ یَدعُو لَهُ؛ (2)
با مرگ انسان، رشته عملش قطع مى‏شود، مگر از سه چیز: صدقه جارى (وماندگار)، دانشى كه مردم از آن بهره ‏مند شوند، و فرزند نیكوكارى كه برایش دعا كند.
امام على‏علیه السلام: الصَّدَقَةُ و الحَبسُ ذَخیرَتانِ فَدَعُوهُما لِیَومِ هِما؛ (3)
صدقه و وقف دو ذخیره ‏اند، آنها را براى روز خودشان (قیامت) وانهید.
امام صادق ‏علیه السلام: تَصَدَّقَ رَسُولُ اللَّهِ‏ صلى الله علیه وآله بِأموالٍ جَعَلَها وَقفاً؛ (4)
پیامبر خدا اموالى را صدقه داد و آنها را وقف كرد.

وبلاگ وقف، احسان ماندگار - Www.Ehsan-Mandegar.MihanBlog.Com


امام صادق ‏علیه السلام: قَسَمَ رَسولُ اللَّهِ‏صلى الله علیه وآله الْفَی‏ءَ فَأصابَ عَلِیّاً أرضٌ فَاحتَفَرَ فِیها عَیناً فَخَرَجَ مِنها ماءٌ... فَقالَ: هِیَ صَدقَةٌ بَتّاً بَتْلاً فی حَجیجِ بَیتِ اللَّهِ و عابِرِ سَبیلِهِ

لاتُباعُ و لاتُوهَبُ و لاتُورَثُ؛ (5)
پیامبر خدا غنایم را تقسیم كرد. قطعه زمینى به على رسید. على در آن زمین چشمه‏اى حفر كرد و چشمه به آب رسید... حضرت فرمود: «این صدقه (و وقفى) است كه آن را به طور قطعى (از ملك خویش) جدا كردم و به حاجیان خانه خدا و در راه‏ ماندگان حجّ، مخصوص گردانیدم؛ نه فروختنى است، نه بخشیدنى و نه ارث بردنى.

پی نوشتها:

1- كهف، آیه 46.
2- میزان الحكمه، ح 14287.
3-  دعائم الإسلام، ج‏2، ص‏340.
4- همان، ص 341.
5- تهذیب الأحكام، ج‏9، ح 148

منبع: كتاب آیینه یادها





نوع مطلب : وقف در قرآن و احادیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 مرداد 1391 :: نویسنده :

وبلاگ وقف، احسان ماندگار - Www.Ehsan-Mandegar.MihanBlog.Com

مخیریق از یهودیان بنى ثعلبه بود، در جنگ احد گفت : اى گروه یهود شما خود میدانید كه یارى محمد بر شما واجب است ، گفتند: امروز شنبه است و ما به هیچ كارى دست نمیزنیم ، گفت : دیگر براى شما شنبه اى نیست (دین و قوانین یهود نسخ شد و از بین رفت) مخیریق شمشیر خود را برداشت و عازم جنگ شد و گفت : اگر من كشته شدم ثروتم در اختیار محمد باشد هر چه صلاح دانست انجام دهد، خدمت رسول خدا رسید و جنگید و كشته شد و رسول خدا فرمود:
مخیریق بهترین یهود است
املاك مخیریق كه عبارت بود از هفت باغ ، رسول خدا آنها را تحویل گرفت و در راه خدا وقف كرد، و این اولین وقف بود كه در مدینه انجام یافت .
پی نوشتها:
سیره ابن كثیر ج 3 ص 73.

منبع: كتاب قصه هاى اسلامى و تكه هاى تاریخى





نوع مطلب : وقف در قرآن و احادیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 مرداد 1391 :: نویسنده :
تاریخ نخستین موقوفه در اسلام با نام مُخَیْریق و غزوه احد (سال سوم هجری، 32 ماه پس از هجرت) پیوند دارد. محمد بن سعد (متوفای 230ق) زیر عنوان «صدقات پیامبر خدا (ص)» آورده است که نخستین صدقه در اسلام، وقفی بود که پیامبر خدا (ص) پس از کشته شدن مخیریق در احد، از خود برجا نهاد.مُخَیریق (از قبیله ثَعلبة بن فِطْیون) توانگرترین مرد بنی قَیْنُقاع و از احبار یهود و آگاهان به احکام تورات بود. وی با آنکه از روی صفات و نشانه‏های پیامبر خدا (ص) به پیامبری آن حضرت پی‏برده بود،از دین خویش که بدان خو گرفته بود، دست بر نمی‏داشت. با این حال و با آنکه همچنان بر دین یهود بود روز شنبه که جنگ احد آغاز شد پیش یهودیان آمد و بدانان گفت: به خدا سوگند، شما خود می‏دانید که بر شما فرض است که محمد را یاری دهید. یهودیان بدو پاسخ دادند که امروز شنبه است. مخیریق گفت: دیگر شنبه‏ای در کار نیست و آن گاه سلاح برگرفت و در احد به پیامبر خدا (ص) پیوست. وی پیش از آنکه آهنگ احد کند به محمّد بن مَسْلَمه، سَلَمة بن سَلامه و خویشان خود وصیّت کرد: اگر من امروز کشته شدم، دارایی من در اختیار محمّد خواهد بود تا بنابر رهنمود خدا در هر راه که خواهد صرف کند. هنگامی که جنگ به پایان رسید و مسلمانان شهدا را به خاک می‏سپاردند، مخیریق را در حالی که چند زخم خورده بود کشته یافتند. وی را بی‏آنکه نماز بر او گزارند در گوشه گورستان مسلمانان دفن کردند. نه در آن روز و نه پس از آن شنیده نشد که پیامبر (ص) برای او آمرزش خواهد، جز آنکه فرمود: مخیریق بهترین یهودی بود.منابع تاریخ اسلام، چون مغازی واقدی، طبقات ابن‏سعد، تاریخ‏المدینه ابن‏شبّه، و نیز منابع روائی همچون بحارالانوار مجلسی و وسائل‏الشیعه حرّ عاملی دارایی مخیریق را که پیامبر (ص) وقف فرمود، هفت نخلستان (حوائط سبعة) به این شرح ذکر کرده‏اند:

1ـ مِیْثَب یا مَیْثِب

 2ـ صافیه

3ـ دَلال

 4ـ حُسْنی

 5 ـ بُرقه یا بَرقه

 6 ـ اَعواف

 7ـ مشربة ام‏ابراهیم

همین منابع، تصریح دارند که بخش عمده موقوفات پیامبر (ص) را در مدینه همین هفت نخلستان تشکیل می‏داد و با اصطلاحات و تعبیرات: «صدقه و صدقات، نفقه و نفقات، حَبْس و حُبُس، وَقْف، حَبسَ، وَقَفَ و تصدّق» از آنها سخن می‏گویند.برخی منابع، اطّلاعات بیشتری را در مورد محلّ این موقوفات و نیز در این‏باره که وقف بر چه کسانی بوده و... به دست می‏دهند. به گفته ابن‏شبّه «صافیه، بَرقه، دَلال و میثب» در کنار یکدیگر و در بالادست سورین پشت قصرِ مروان بن حکم واقع بوده و از وادی (نهر) مَهزور سیراب می‏شده‏اند. نخلستان «مشربه امّ ابراهیم» که ماریه قبطی، ابراهیم ـ فرزند پیامبر ـ را در آنجا زاد و در همان‏جا زندگی می‏کرد و به همین جهت نیز به این نام خوانده شد، در پشت «بیتِ مدراس» یهود و جنب مِلک ابوعبیدة بن عبداللّه‏ بن زمعه اسدی قرار داشت و آن نیز از وادی مهزور آب می‏خورد. «حُسْنی» در ناحیه قُفّ، و «اعواف» در املاک بنی مُحَمَّم واقع بود و این هر دو نیز از مهزور سیراب می‏شدند.سمهودی (متوفای 911هـ) اطلاعات دقیق‏تری درباره محلّ این نخلستانها آورده و اشاراتی هم به وضع این اوقاف در روزگار او (سده نهم و اوایل سده دهم هجری) دارد.در این منابع درباره اینکه این حوائط بر چه کسانی وقف بوده اختلاف دیده می‏شود. در یکی از روایات منقول در طبقات ابن‏سعد، سخن از این است که پیامبر (ص) پس از بازگشت از اُحد، اموال مخیریق را میان فقرا تقسیم فرمود(یعنی موقوفه بودن آنها اساسا مردود شمرده شده است) امّا غالب روایات و اخبار اعم از شیعه و سنی ـ موقوفه بودن این املاک را تصدیق و تأیید کرده‏اند؛ از آن جمله ابن‏یونس در جامع و مالک در ردّ نظر شُریح و نیز در مناظره با قاضی ابویوسف در حضور هارون‏الرشید بدان تصریح کرده‏اند، گرچه در مورد موقوفٌ‏علیه این اوقاف اختلاف هست.

وبلاگ وقف، احسان ماندگار - Www.Ehsan-Mandegar.MihanBlog.Com

برخی از روایات اهل سنّت، حکایت از آن دارد که این املاک، وقف عام بر مسلمانان بوده است. از آن جمله ابن‏سعد از واقدی روایت می‏کند که از عمر بن عبدالعزیز، به هنگامی که خلیفه بود شنیدم که می‏گفت: روزی که در مدینه گروه بسیاری از مردم جمع بودند از پیران مهاجران و انصار شنیدم که می‏گفتند: حوائط (نخلستانهای هفتگانه) پیامبر (ص)وقف بر مسلمانان است و از اموال مخیریق بوده، آن گاه عمر فرمان داد از خرماهای آن نخلستانها بیاورند. طبقی خرما آوردندوآنها را میان ما تقسیم کرد.در برابر روایت مذکور، اخبار و روایاتی در منابع اهل سنّت آمده که حکایت از وقف این حوائط بر خاندان پیامبر (ص) دارند و نکته مهم آنکه این گروه از روایات با اخبار مورد تأیید شیعه در این باب کمابیش مطابقت و همسویی دارد: سمهودی در وفاءالوفاء زیر عنوان «طلب فاطمة من ابی‏بکر صدقات ابیها» در توجیه مناقشه و احتجاج حضرت فاطمه (س) با ابوبکر و پاس مقام خلافت از سویی و ساحت مقدس دخت پیامبر (ص) از سوی دیگر، می‏نویسد: آن حضرت با اصل این سخن ابوبکر که از قول پیامبر (ص) می‏گفت: «لانورث؛ ما ترکناه صدقة» مخالفتی نداشت؛ بلکه استنباط و نظر وی این بود که این اموال وقف است و حق نظارت بر آن و قبض محصول و ثمر و تصرف در آن به واسطه ارث به او می‏رسد و لذا طالب سهم و نصیب خویش از اوقاف پیامبر (ص) در مدینه بود و عقیده وی بر آن بود که حق تولیت بر این املاک متعلق به او (به واسطه دختری) و عبّاس (به واسطه عمومت)است.ابن‏شبّه به تفصیل در این باب سخن می‏گوید و بنابر روایات می‏نویسد: عمر تولیت این املاک را در زمان خلافت خویش به علی (ع) و عبّاس سپرد، بدین شرط که آن دو مطابق مفاد شروط وقف که پیامبر (ص) تعیین فرموده بود عمل کنند؛ یعنی با حفظ عین موقوفه، نفقه سالانه خاندان پیامبر (ص)پرداخت شود و آنچه از درآمد باقی می‏ماند در راه خدا صرف شود. همو می‏نویسد این شیوه در دوران خلافت عثمان نیز ادامه یافت و بعدها تولیت آن به عهده حسن بن علی (ع)، سپس حسین بن علی (ع) و آن‏گاه در اختیار علی بن حسین (ع) و حسن بن حسن و سپس زید بن حسن بود.سمهودی سپس به روایت از عبدالرّزاق،از مَعْمَر از زهری می‏افزاید که سپس تولیت این اوقاف بر عهده عبداللّه‏ بن حسن مثنّی ـ معروف به عبداللّه‏ محض  بود تا آنکه بنی‏عباس به قدرت رسیدند و این اوقاف را از دست بنی‏الحسن (علویان) به در آوردند. او به نقل از اسماعیل قاضی آورده است که عباس ـ عمّ پیامبر ـ در روزگار خلافت عثمان از سهم خویش اعراض کرده بود. ابن شبَّه (173ـ262هـ) به روایات از ابوغَسّان آورده است: اوقاف (صدقات) پیامبر (ص) امروز در دست خلیفه است؛ هر که را می‏خواهد به تولیت آنها می‏گمارد یا عزل می‏کند و محصول و درآمد آن را به نحوی که وکلا تشخیص می‏دهند، میان نیازمندان مدینه تقسیم می‏کند. سمهودی به نقل از رزین العبدری می‏افزاید: برخی از این مستغلاّت تا حدود سال 500 هجری ـ که یکی از ولات مدینه آنها را به خود اختصاص داده ـ همچنان معروف و وقف بر مساکین بوده است.نکته مهم و قابل ذکر این است که منابع اهل سنّت درباره این اوقاف بسیار آشفته و پریشان سخن گفته‏اند و روایات مربوط به حوائط سبعه (نخلستانهای هفتگانه متعلّق به مخیریق و موقوفه پیامبر) را با دیگر املاک و اموال و مستغلاّت به جا مانده از پیامبر (ص)، نظیر: فدک، خیبر، اراضی بنی‏نضیر و بنی‏قریظه ـ که هر کدام بر پایه نظر فقهای شیعه حکمی خاص خود دارد ـ خلط کرده و درآمیخته‏اند.چنان که در آغاز این بحث اشاره شد، بر آن نبوده‏ایم که در تاریخ نخستین اوقاف به تفصیل سخن گفته شود، هم از این روی، در این باب استقصای تامّی در منابع شیعه نکرده‏ایم و تنها به آنچه در بحارالانوار و وسائل‏الشیعه آمده، بسنده می‏شود:

به نوشته مجلسی ـ به نقل از قرب‏الاسناد ـ به روایت از ابن‏عیسی، از بزنطی آمده است: از امام رضا (ع) درباره نخلستانهای هفتگانه )الحیطان السبعة) پرسیدم، فرمودند: آنها میراث پیامبر خدا (ص) بود که وقف فرمودند و آن حضرت، درآمد آن را صرف هزینه مهمانها و نیازمندیهای خویش می‏کرد. پس از رحلت پیامبر (ص) عبّاس بر سر آن با فاطمه (س) به داوری برخاست. علی (ع) و دیگران گواهی دادند که این نخلستانها وقف است و عبارت‏اند از: دلال، عواف (ظاهرا اعواف)، حُسنی، صافیه، مِلک ام‏ابراهیم، منبت (ظاهرا مَیْثِب یا مِیْثَب) و برقه.

مجلسی در خبری دیگر، به روایت از زید بن علی، از حسن بن علی (ع)، آورده که فرمود: این وصیّت فاطمه دخت محمد (ص) در مورد نخلستانهای هفتگانه: عواف (اعواف)، دلال... به علی بن ابی‏طالب (ع) است، و اگر او در گذشت از آنِ حسن بن علی (ع) و پس از او برادرش حسین (ع) و پس از او از آن الاکبر فالاکبر از فرزندان پیامبر خدا (ص) ست. شیخ حرّ عاملی، خبری قریب به مضمونِ خبر پیشین آورده است که اسناد روایت آن به امام محمد باقر (ع) می‏رسد. در این خبر، نام علی بن ابی‏طالب (ع) به عنوان کاتب متن وصیّت و نام مقداد بن اسود و زبیر بن عوّام به عنوان گواه و شاهد آمده است. آخرین نکته‏ این است که به رغم تصریح و تأیید بسیاری از منابع اصیل و معتبر اهل سنّت در این‏باره که حوائط سبعه مخیریق را نخستین اوقاف و حضرت رسول اکرم (ص) را نخستین واقف معرّفی کرده‏اند و بعضا به تفصیل در باب آنها سخن گفته‏اند، برخی از منابع اهل سنّت و از آن میان ابوهلال عسکری با عبارت «اوّل ما احتبس فی‏الاسلام صدقة عمر... یقال له ثمع» عمر بن خطاب را نخستین واقف، و ملک ثمغ یا ثمغا را نخستین وقف و موقوفه دانسته‏اند. البته عمر و بسیاری دیگر از صحابه به پیروی از پیامبر (ص) به این سنّت حسنه عمل کرده‏اند، امّا اینکه عمر را نخستین واقف به شمار آوریم، با وجود نبودن دلیل، خالی از نوعی جانبداری تعصّب‏آلود و غیر منطقی نیست؛ بویژه آنکه در کتب معروف به الاوائل و مباحث و ابواب برخی از کتابها، نظیر تاریخ‏الخلفاء سیوطی  که به اوائل امور در تاریخ پرداخته‏اند، اموری به عنوان فضیلت به افراد نسبت داده شده که به آسانی می‏توان دریافت که این نسبتها در پرتو قدرت سیاسی، اجتماعی یا دینی این شخصیّتها شکل گرفته و پدید آمده است

منبع: سایت موقوفات امامی





نوع مطلب : وقف در قرآن و احادیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 مرداد 1391 :: نویسنده :

می دانیم که قرآن مجید اصلی ترین منبع معارف و حقوق اسلامی است و لذا برای دستیابی به اصل و ریشه ی هر اصل، پیش از هر منبع و مأخذی باید به قرآن مراجعه کنیم.

در قرآن مجید، آیه ای که بر وقف و احکام فقهی آن صراحت داشته باشد وجود ندارد، ولی می توان از باب اولویّت با آیات مربوط به "احسان و انفاق "، " قرض الحسنه "، " تعاون "، " صدقه " به جواز و بلکه رجحان و استحباب وقف استدلال کرد؛ در کتاب ادوار فقه در این باره آمده: درباره ی عطایای منجزه مانند وقف و سکنی و صدقه و هبه و غیر این ها فاضل چنین افاده کرده است: در قرآن مجید آیاتی مخصوص به این امور نیست، لیکن آن چه به طور عموم بر فعل خیرات و تحریض آن ها دلالت دارد بر این امور نیز دلیل است، راوندی و معاصران از آن جمله سه آیه را در این جا آورده اند: (سلیمی فر، 1370، ص53)

1. «لن تنالوا البرّ حتّی تنفقوا ممّا تحبون و ما تنفقوا من شیء فان الله به علیم«؛ «شما هرگز به مقام نیکوکاران و خاصان خدا نخواهید رسید، مگر آن که از آن چه دوست می دارید و بسیار محبوب است در راه خدا انفاق کنید محققاً خدا بر آن آگاه است.«، (سوره آل عمران، آیه 92)

2. «... و ما تقدّموا لانفسکم من خیر تجدوه عندالله هو خیراً و اعظم اجراً و استغفرالله انا الله غفور رحیم«؛ «و (بدانید که) هر عمل نیک که برای آخرت خود پیش فرستید، پاداش آن را نزد خدا بیابید، و آن اجر و ثواب آخرت (که بهشت ابد است) از متاع دنیا بسی بهتر و بزرگ تر است، دائم از خدا به دعا آمرزش طلبید که خدا بسیار آمرزنده است. (سوره مزمّل، آیه20)

3. «لیس البرّ ان تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب و لکن البرّ من آمن بالله و الیوم الاخر و الملائکه و الکتاب و النبییّن و آتی المال علی حبه ذوی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل و السائلین و فی الرقاب و اقام الصلوه و آتی الزکوه الموفون بعهدهم اذات عاهدوا و الصابرین فی الباساء و الضراء و حین الباس اولئک الذین صدقوا و اولئک هم المتقون«؛ «نیکی فقط به این نیست که صورت خود را به سوی مشرق و مغرب کنی؛ بلکه نیکو کار کسی است که به خدا و روز رستار خیز و فرشتگان و کتاب آسمانـی پیامبران ایمان آورده و مال خود را با تمام علاقه ای که به آن دارد، به خویشان و یتیمان و مسکـینان و در راه ماندگان و سائلان و بردگان انفاق می کتد و نماز را برپا می دارد و زکتات می دهد و به عهد خود در وقتی که عهـدی بستند وفـا می کنند و در برابر محرومیّت ها و بیماری ها و در میدان جنـگ، استقامت به خرج می دهند. اینـان کسانی هستند که راست می گویند و اینان هستند پرهیزگاران.«، (سوره بقره، آیه177)
 

وبلاگ وقف، احسان ماندگار - Www.Ehsan-Mandegar.MihanBlog.Com


علاوه بر این ها آیه ی 46 از سوره ی کهف که می فرماید: «المال و البنون زینه الحیوه الدنیا و الباقیات الصّالحات خیر عند ربّک ثواباً و خیر امـلاً«؛ «مال و فرزندان زینت حیات دنیاست و (لیکن) اعمال صالح که تا قیامت باقی است (مانند نماز و تهجّد و ذکر خدا و صدقات جاری چون بنای مسجد و مدرسه و موقوفـات و خیرات در راه خدا) نزد پروردگـار بسی بهتر و عاقبت آن نیکوتر است«. و نیز آیه 76 از سوره مریم «و یرید الله الذین اهتدوا هدی و الباقیات الصّالحات خیر عند ربّک ثواباً و خیر مرداً.«؛ «و خدا بر هدایت هدایت یافتگان می افزاید و اعمال صالحی که اجرش نعمت ابدی است نزد پروردکار تو بهتر (از مال و جان فانی دنیا) است هم از جهت ثواب الهی و هم از جهت حسن عاقبت اخروی.«؛ چنان چه به زودی این آیات مورد بحث قرار می گیرد.

وقف عملی است که، صالح و باقی و مصداق روشنی است از تعاون و تعاضد و انفاقی است، عاری از منّت و احسانی است خالی از اذیّت و به دور از تحقیر شخصیّت دیگران و تصدّقی است دائمـی و مستمر و بدون ریا و وامی است بدون اضطراب باز پرداخت و تعدیل ثروتی است با رضا و رغبت که از طریق آن، با کنز اموال و تکاثر و بروز اختلافات طبقاتی فاحش، به نحو معقولی مبارزه می شود و برگ سبزی است که به گور فرستاده می شود، پرونده ی افراد بشر معمولاًبا مرگ آنان مختومه می شود ولی پرونده ی واقفان مؤمن همیشه باز است و از ثواب وقف برخوردار می شوند دوام و بقای عین موقوفه و جاری شدن عوائد آن در اجتماع، موجب می شود که نام واقف نیز مخلد شود و واقف به یک نوع " خلود و بقا " دست یابد.

پس می توان گفـت که وقـف با عنایت روح قـرآن، نه تنهـا جایز است، بلکـه در مـواردی و در حالاتی، راجح و مستحب نیز می باشد. (ابو سعید، 1372، ص 18)

برخی از نویسندگان کتب آیات الاحکام از جمله راوندی و معاصر و فاضل مقداد و دکتر محمود شهابی و دکتر خزایلی، آیاتی را که به شکلی به وقف اشاره دارند بیان کرده اند؛ از جمله:

منبع: سایت فصلنامه وقف میراث جاودان





نوع مطلب : وقف در قرآن و احادیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 5 مرداد 1391 :: نویسنده :

در بحث مبانی وقف در قرآن کریم، ما با دو دسته از آیات برخورد می کنیم. دسته ای از آیات، ناظر به جهان بینی انسان مؤمن و مبین مبانی عام رویکرد است، یا تشویق و یا تحذیر در پی آمد ترک وقف می باشد، مانند این دسته از آیات که حیات جاویدان عالم دیگری است و هرچه انسان از لذت ها و کامروایی های ابدی و دائمی و بدون کمبود می خواهد، باید در عالمی دیگر جستجو کند و بداند که تمام کامروایی ها در این دنیا سر انجامی دارد و در پی آن جهانی دیگر آغاز می شود و این حیات پس از مرگ است که جاویدان است. ماننداین آیه شریفه: وَ ما أُوتِیتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَمَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ زِینَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقی‏ أَ فَلا تَعْقِلُونَ. (قصص/60). دنیا چیزی جز لهو و بازی نیست: وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُون (عنکبوت/64). دنیا نباید شما را بازی دهد و از یاد خدا غافل سازد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَلَا أَوْلَادُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (منافقون/9) «ای مومنان ،اموال و فرزندان ، شما را از یاد خدا غافل نکند.

وبلاگ وقف، احسان ماندگار - Www.Ehsan-Mandegar.MihanBlog.Com

هر کس چنین کند زیانکار است.» یا در جایی که انسان نه درست از این جهان بهره ببرد و نه عملی و کاری که برای آن سرا داشته باشد: خَسِرَ الدُّنْیا وَ الآْ‏خِرَةَ ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِینُ. (حج/11).
دراین بخش از آیات ، جهت دنیا و علاقه افراطی به اموال و فرزندان و دنیا دوستی(به عنوان دو سنبل عمده داراییهای دنیوی) نفی گردیده است. یا چیزهایی که مانع به وقف می شود و از آفانی یاد شده است که می توان بدان در تربیت قرآنی اشاره کرد، مانند: اسراف و تبذیر، اتراف و...، که این زیاده روی (اسراف) و بیهوده خرجی (تبذیر) و عیش و نوش و خوشگذرانی (اتراف) ناپسند بوده، نه تنها داشتن مال و مصرفهای عادلانه است، چنانکه در قرآن می خوانیم: «... اِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ المُسْرِفِینَ» (انعام/141) و «اِنَّ المُبَذِرِیْنَ کَانُوا اِخْوَانَ الشَّیَاطِینَ.». (اسراء/27). یا مطالبی در جهت گرایش به وقف فراهم می سازد، مانند اعتقاد به عالم آخرت. چنین مبانی در رشد و گسترش وقف تأثیر به سزایی دارد.
و دسته دیگر، که مبین مبانی ویژه و به طور مشخص دستور العمل های خاص در حوزه وقف صادر می کند و نظام و جهت گیری این ارزش و خواسته انسانی را تقویت و نهادینه می کند. البته آنچه در این مقاله پیگیری می شود، بیشتر همین دسته از آیات است.

نویسنده:سید محمد علی ایازی

منبع: سایت راسخون





نوع مطلب : وقف در قرآن و احادیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




وقف، احسان ماندگار
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ :
خرید بک لینک
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :