تبلیغات
وقف، احسان ماندگار
 

وبلاگ وقف، احسان ماندگار - Www.Ehsan-Mandegar.MihanBlog.Com

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار نماینده ولی فقیه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خیریه و مسئولان این سازمان، وقف را یک نهاد ممتاز دینی دانستند و تأکید کردند: باید از طریق تشویق مردم به وقف و همچنین ادای صحیح حق واقف در مورد موقوفه‌اش، سنت وقف را بیش از پیش در جامعه ترویج کرد.

ایشان خاطرنشان کردند: مهمترین مسئله در وقف، عمل امینانه نسبت به موضوع وقف است.

رهبر انقلاب اسلامی دایره  وقف را گسترده دانستند و افزودند: اکنون عرصه‌های متعددی برای وقف وجود دارد که از جمله آنها، پزشکی، علم و آموزش، تحقیقات و پژوهش، علوم جدید، محیط زیست و ترویج دین به شکل‌های مدرن است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نظارت مستمر مدیران بر زیر مجموعه خود در همه دستگاه‌ها را ضروری و مهم خواندند و تأکید کردند: این نظارت به معنای این است که وظایف بخصوص در موضوع بسیار مهم وقف، بصورت صحیح و کامل انجام شود و خدای نکرده غفلت‌ها و یا لغزش‌ها موجب ناتمام ماندن کارها و ناقص انجام شدن وظایف نشود. 

ایشان همچنین از زحمات و تلاش‌های حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی سرپرست سازمان اوقاف و امور خیریه و مدیران و کارکنان این مجموعه تشکر و قدردانی کردند.

منبع: رجا نیوز

 





نوع مطلب : وقف و محیط زیست، وقف و تبلیغات مدرن دین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 مرداد 1391 :: نویسنده :

وبلاگ وقف، احسان ماندگار - Www.Ehsan-Mandegar.MihanBlog.Com

نرم افزار محتوایی ویژه وقف با عنوان وقف میراث ماندگار توسط مجتمع فرهنگی پژوهشی معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امورخیریه منتشر شد.

در این نرم افزار مطالبی چون وقف در قرآن کریم، وقف در سیره ائمه معصومین، متن وقف نامه امیرالمومنین(ع)، موقوفات حضرت فاطمه (س)، اسامی موقوفات صدیقه طاهره (س)، وقف در سیره ی دیگر امامان شیعه ، احادیث در باب وقف، دوره سلجوقی، دوره صفویه، دوره نادری، دوره پهلوی، روش ثبت وقف و... مورد بررسی قرار گرفته است.

این نرم افزار را می توانید از سایت اطلاع رسانی سازمان اوقاف و امور خیریه به آدرس زیر دانلود نمایید.

دانلود نرم افزار وقف میراث ماندگار





نوع مطلب : بانك نرم افزار وقف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 مرداد 1391 :: نویسنده :

می دانیم که قرآن مجید اصلی ترین منبع معارف و حقوق اسلامی است و لذا برای دستیابی به اصل و ریشه ی هر اصل، پیش از هر منبع و مأخذی باید به قرآن مراجعه کنیم.

در قرآن مجید، آیه ای که بر وقف و احکام فقهی آن صراحت داشته باشد وجود ندارد، ولی می توان از باب اولویّت با آیات مربوط به "احسان و انفاق "، " قرض الحسنه "، " تعاون "، " صدقه " به جواز و بلکه رجحان و استحباب وقف استدلال کرد؛ در کتاب ادوار فقه در این باره آمده: درباره ی عطایای منجزه مانند وقف و سکنی و صدقه و هبه و غیر این ها فاضل چنین افاده کرده است: در قرآن مجید آیاتی مخصوص به این امور نیست، لیکن آن چه به طور عموم بر فعل خیرات و تحریض آن ها دلالت دارد بر این امور نیز دلیل است، راوندی و معاصران از آن جمله سه آیه را در این جا آورده اند: (سلیمی فر، 1370، ص53)

1. «لن تنالوا البرّ حتّی تنفقوا ممّا تحبون و ما تنفقوا من شیء فان الله به علیم«؛ «شما هرگز به مقام نیکوکاران و خاصان خدا نخواهید رسید، مگر آن که از آن چه دوست می دارید و بسیار محبوب است در راه خدا انفاق کنید محققاً خدا بر آن آگاه است.«، (سوره آل عمران، آیه 92)

2. «... و ما تقدّموا لانفسکم من خیر تجدوه عندالله هو خیراً و اعظم اجراً و استغفرالله انا الله غفور رحیم«؛ «و (بدانید که) هر عمل نیک که برای آخرت خود پیش فرستید، پاداش آن را نزد خدا بیابید، و آن اجر و ثواب آخرت (که بهشت ابد است) از متاع دنیا بسی بهتر و بزرگ تر است، دائم از خدا به دعا آمرزش طلبید که خدا بسیار آمرزنده است. (سوره مزمّل، آیه20)

3. «لیس البرّ ان تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب و لکن البرّ من آمن بالله و الیوم الاخر و الملائکه و الکتاب و النبییّن و آتی المال علی حبه ذوی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل و السائلین و فی الرقاب و اقام الصلوه و آتی الزکوه الموفون بعهدهم اذات عاهدوا و الصابرین فی الباساء و الضراء و حین الباس اولئک الذین صدقوا و اولئک هم المتقون«؛ «نیکی فقط به این نیست که صورت خود را به سوی مشرق و مغرب کنی؛ بلکه نیکو کار کسی است که به خدا و روز رستار خیز و فرشتگان و کتاب آسمانـی پیامبران ایمان آورده و مال خود را با تمام علاقه ای که به آن دارد، به خویشان و یتیمان و مسکـینان و در راه ماندگان و سائلان و بردگان انفاق می کتد و نماز را برپا می دارد و زکتات می دهد و به عهد خود در وقتی که عهـدی بستند وفـا می کنند و در برابر محرومیّت ها و بیماری ها و در میدان جنـگ، استقامت به خرج می دهند. اینـان کسانی هستند که راست می گویند و اینان هستند پرهیزگاران.«، (سوره بقره، آیه177)
 

وبلاگ وقف، احسان ماندگار - Www.Ehsan-Mandegar.MihanBlog.Com


علاوه بر این ها آیه ی 46 از سوره ی کهف که می فرماید: «المال و البنون زینه الحیوه الدنیا و الباقیات الصّالحات خیر عند ربّک ثواباً و خیر امـلاً«؛ «مال و فرزندان زینت حیات دنیاست و (لیکن) اعمال صالح که تا قیامت باقی است (مانند نماز و تهجّد و ذکر خدا و صدقات جاری چون بنای مسجد و مدرسه و موقوفـات و خیرات در راه خدا) نزد پروردگـار بسی بهتر و عاقبت آن نیکوتر است«. و نیز آیه 76 از سوره مریم «و یرید الله الذین اهتدوا هدی و الباقیات الصّالحات خیر عند ربّک ثواباً و خیر مرداً.«؛ «و خدا بر هدایت هدایت یافتگان می افزاید و اعمال صالحی که اجرش نعمت ابدی است نزد پروردکار تو بهتر (از مال و جان فانی دنیا) است هم از جهت ثواب الهی و هم از جهت حسن عاقبت اخروی.«؛ چنان چه به زودی این آیات مورد بحث قرار می گیرد.

وقف عملی است که، صالح و باقی و مصداق روشنی است از تعاون و تعاضد و انفاقی است، عاری از منّت و احسانی است خالی از اذیّت و به دور از تحقیر شخصیّت دیگران و تصدّقی است دائمـی و مستمر و بدون ریا و وامی است بدون اضطراب باز پرداخت و تعدیل ثروتی است با رضا و رغبت که از طریق آن، با کنز اموال و تکاثر و بروز اختلافات طبقاتی فاحش، به نحو معقولی مبارزه می شود و برگ سبزی است که به گور فرستاده می شود، پرونده ی افراد بشر معمولاًبا مرگ آنان مختومه می شود ولی پرونده ی واقفان مؤمن همیشه باز است و از ثواب وقف برخوردار می شوند دوام و بقای عین موقوفه و جاری شدن عوائد آن در اجتماع، موجب می شود که نام واقف نیز مخلد شود و واقف به یک نوع " خلود و بقا " دست یابد.

پس می توان گفـت که وقـف با عنایت روح قـرآن، نه تنهـا جایز است، بلکـه در مـواردی و در حالاتی، راجح و مستحب نیز می باشد. (ابو سعید، 1372، ص 18)

برخی از نویسندگان کتب آیات الاحکام از جمله راوندی و معاصر و فاضل مقداد و دکتر محمود شهابی و دکتر خزایلی، آیاتی را که به شکلی به وقف اشاره دارند بیان کرده اند؛ از جمله:

منبع: سایت فصلنامه وقف میراث جاودان





نوع مطلب : وقف در قرآن و احادیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 مرداد 1391 :: نویسنده :

شهر صرفاً یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه مجموعهای از متغیرهای درهم‏تنیده و متعامل است که سرنوشت فرد و جمع را رقم میزند و حیات مادی و معنوی آحاد جامعه منوط به آن است. یعنی شهر و محیط شهری، تعیین‏کنندة رفتارها، اندیشهها، روانشناسی و اخلاقیات افراد است. به همین دلیل ضروری است مدیریت شهری روشهای کاملاً تجربه‏شده و عقلایی را در ادارة شهر به کار گیرد تا شهری با ساختار مطلوب تأسیس شود. مطلوب یعنی خدمات شهری به خوبی ارائه گردد و نهادهایی با کارآمدی لازم به وجود آید.

یکی از دهها نهاد مؤثر در ساختار شهر، وقف است. وقف بسان مؤسسه یا نهاد مهمی است که فقط ایجاد آن سودمند نیست، بلکه علاوه بر اینکه در مرحلة ایجاد و تأسیس باید با دقت و متناسب با ظرفیتها و اولویتها طراحی شود، در مرحلة تداوم هم باید به گونهای اداره شود که همواره سوددهی مطلوب داشته باشد. نهاد وقف مانند دیگر نهادها ورودی و خروجی دارد: ورودی آن اموال موقوفه است که در وقفنامه، ابعاد آن مشخص شده است. خروجی آن هم سودها، ثمرات و عایدات آن است که در هر دورة حسابرسی باید محاسبه گردد و در صورت کاهش شاخصهای سوددهی، مدیریت و دیگر عوامل مؤثر به ارزیابی و اصلاح سازمان بپردازند.

این مقاله از مرحله تأسیس وقف سخن نمی‏گوید، بلکه در صدد بررسی بهره‏دهی وقف در مرحلة تداوم است. البته این موضوع را با مدیریت شهری میسنجد و تعامل این دو را بررسی می-کند. مدیریت شهری در این مقاله فقط شهرداری یا استانداری نیست، بلکه شامل مدیریت وقف (بالاخص سازمان اوقاف) هم میشود. یعنی مدیریت شهری و مدیریت وقف باید برای بهرهوری موقوفات تدبیر و برنامهریزی کند.

 

وبلاگ وقف، احسان ماندگار - Www.Ehsan-Mandegar.MihanBlog.Com

راهکارهای افزایش بهرهوری:

 


مدیریت شهری با اجرای مکانیسمهایی میتواند بهرهوری وقف را افزایش دهد و از فوائد و سوددهی وقف در خدمترسانی به مردم و ارتقای زندگی آحاد جامعه استفاده نماید. اما قبل از هر چیز باید گفت در نظر نویسنده، وقف یک عمل عبادیِ صرف مثل نماز نیست، بلکه مقوله‏ای اقتصادی مانند اجاره، شفعه و احیای موات است و قوام آن به بهره‌دهی آن است. واقفان اموالی را وقف می‌کنند تا دیگران را منتفع کنند. البته فقهای مسلمان سه نوع وقف برشمرده و برای هر یک ویژگیهایی منظور کردهاند: وقف خیری، وقف دینی (عبادی) و وقف خانوادگی (ذُرّی).

این تقسیمبندی بر اساس غایت و هدف واقف است. چرا که گاهی واقف درصدد منفعت رساندن به جامعه مثل اِطعام یتیمان، تأمین پوشاک برهنگان و ساختن مدرسه برای تعلیم علوم است. به این گونه از وقف، «وقف خیری» می‏گویند.

گاهی واقف درصدد توسعة معنویت جامعه و رشد دینداری است؛ به همین دلیل مسجد می-سازد یا قرآن چاپ میکند یا مجالس روضه و وعظ برپا میکند. این‏گونه وقفها دینی و مذهبی است.

نوع سوم وقف خانوادگی است و واقف اموال خود را برای فرزندان خود یا برای نوادگان یا همسر خود وقف می‏کند. هر چند در مورد نوع سوم تشکیکهایی شده است؛ زیرا آن را راهی برای فرار از مالیات یا روشی برای کلاهبرداری دانستهاند، ولی حتی اگر همین نوع سوم هم منطبق با ضوابط شرع اجرا شود، تأثیرات و آثار عامالمنفعة فراوانی در پی خواهد داشت.

از سوی دیگر گاه قلمرو کسانی که منفعت می‌برند وسیع است و شامل همة افراد جامعه می‌شود، و گاه ضیِّق است و تنها مشتمل بر اعضای خانواده است؛ نیز گاه منفعت مادی و گاه معنوی است، ولی به هر حال باید منفعت وجود داشته باشد. به همین دلیل در تعریف وقف آمده است: «تحبیس المال و تسبیل المنفعه» که می‏بینیم واژة منفعت در تعریف قید شده است.

علت تأکید کارشناسان بر بهره‌وری وقف به دلیل ضرورت‌هایی هست که وجود دارد. برخی از این ضرورت‌ها عبارتند از:

ـ کاهش بهره‌وری به مسایلی همچون تورم، بیکاری، سود کم و غیره منجر می‌شود و در مقابل، افزایش بهره‌وری این بحران‌ها را از بین می‌برد.

ـ خوشبختی، سعادت و بهروزی هر ملتی وابسته به کار و تلاش همة اقشار جامعه بوده و بهره‌وری معیاری برای ارزیابی عملکرد این فعالیت‌ها و تلاش‌ها در بخش‌های مختلف اجتماعی ـ اقتصادی است. احادیثی از ائمة معصومین ? نقل شده که فقر همدوش کفر است(1) . جامعة بدون بهرهوری و درآمد یعنی جامعة فقیر، و جامعة فقیر به کفر و شرک روی میآورد.

ـ برای دولت‌ها، بهبود و ارتقای بهره‌وری در فعالیت‌ها، تنها شقّ جایگزین افزایش مالیات‌ها و یا ارائة خدمات کمتر است(2) ؛ یعنی وقتی مردم به رفاه نسبی دست یافتند، بهتر مالیات میدهند و دولت لازم نیست به تأمین همة نیازهای آنها بپردازد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : وقف و اقتصاد اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 مرداد 1391 :: نویسنده :

صیغه وقف یکی از ارکان چهارگانه وقف است. این ارکان عبارتند از:
1ـ صیغه وقف
2ـ واقف
3ـ عین موقوفه
4ـ موقوف‏علیه
در این مقاله رکن اوّل از نظر فقه به طور استدلالی مورد بحث قرار می‏گیرد؛ و ابتدا مناسب است چند مطلب را به اشاره بیان کنیم:
1ـ تردیدی نیست که وقف به لفظ «وقَفَت» بدون نیاز به قرینه‏ای از لغت و یا عرف و یا شرع تحقق پیدا می‏کند، زیرا این لفظ در معنی وقف صراحت دارد و عالمان مذاهب اسلامی در این مطلب اختلافی ندارند، بلی در تحقق وقف به لفظ «حَبَست و سبّلت» بین عالمان اختلاف است:
ابن‏ادریس در کتاب سرائر می‏نویسد: «لفظهای صریح در وقف «وقَفْت و حبّست و سبّلت» است...»
ولی با این وصف می‏گوید: «در میان اصحاب ما کسانی هستند که لفظ صریح را منحصر در وقَفت دانسته‏اند...» سپس در ادامه می‏گوید: «این سخن به نظر من قوی است، زیرا اجماع بر آن قائم است» (1)
مرحوم راوندی در کتاب فقه‏القرآن می‏نویسد: «وقف به لفظ حَبَست و یا سبّلت تحقق می‏پذیرد، زیرا صریح در وقف تلّقی می‏شوند» سپس در مقام استدلال می‏گوید:«در شرح این دو کلمه آمده است که پیامبر(ص) به بعض اصحابش درباره کیفیت وقف فرمود: حبّس الاصل و سبّل الثمرة و عرف شرع از عرف عادت مؤکدتر است» ولی با این وصف می‏گوید: «... ولی با این حال عالمان ما اجماع دارند بر اینکه لفظ صریح در وقف تنها وقَفت است، زیرا صریحا بر وقف دلالت دارد و با آن هیچ‏گونه اشتباهی رخ نمی‏دهد» و در ادامه می‏گوید: «...قوی‏تر در نزد ما این است که لفظ وَقَفت نه لفظ دیگر، صریح در وقف است، زیرا با آن لفظ بدون اینکه نیاز به قرینه‏ای باشد وقف حاصل می‏شود و اما با الفاظ دیگر بدون قرینه وقف حاصل نمی‏شود، بلکه در تحقق آن نیاز به قرینه هست.» (2)
ولی از دیدگاه نگارنده همان‏گونه که وقف با لفظ «وقفت» حاصل می‏شود با لفظ «حبّست» و لفظ «سبّلت» نیز حاصل می‏شود، زیرا اولا در وقف، الفاظ هدف نیستند، بلکه وسیله‏ای هستند برای نمایاندن آنچه در ضمیر واقف وجود دارد و این الفاظ مُبرِز نظر واقف اند. و به سخن دیگر الفاظ فی‏نفسها «موضوعیّت» ندارند، بلکه «طریقیت» برای حکایت از قصد واقف دارند، پس هر لفظی که قصد واقف را بر وقف بنمایاند آن را تحقق می‏بخشد؛ چه این نمایاندن
به صورت صریح باشد، مثل لفظ «وقفت» و یا به گونه ضمنی و کنائی مانند «حبّست و سبّلت» و ثانیا وقف از نظر شرع اسلام ـ چنان‏که همه فقهای مذاهب اسلامی به آن تصریح کرده‏اند ـ عبارت است از «تحبیس الاصل و تسبیل المنفعة» تحبیس شی‏ء همان وقف آن است که باید باقی بماند و به کسی از راه فروش و یا هبه و یا غیر آنها منتقل نشود. و تسبیل منفعت استفاده همیشگی از منافع آن است در جهت موقوفٌ‏علیه بنابراین وقف همان حبس اصل ملک و تسبیل منفعت آن است و لذا با الفاظ حبّست و سبّلت واقع می‏شود.
و اما اجماعی که در مسأله ادعا شد قابل نقد است، زیرا اولاً محتمل است اجماع مدرکی باشد و ثانیا محصّل بودنش اثبات نشده است پس در حکم اجماع منقول است.
و نیز وقف حاصل می‏شود به هر لفظی که گویای آن باشد، اعم از فارسی مثل اینکه بگوید: «وقف کردم این مال را برای فلان مقصود» و یا عربی، مثل اینکه بگوید: «وقفتُ هذا المال لاجل الفرض الکذائی» و الفاظ دیگر، و لذا ما عربیت را در صیغه وقف شرط نمی‏دانیم، بلکه اگر بگوید: «خانه خود را وقف کردم بر اولادم و یا بر جهت خاص و یا عامی» وقف حاصل می‏شود، زیرا گویای مقصود واقف است. پیش از این گفتیم که الفاظ در وقف هدف نیستند، بلکه وسیله‏ای هستند برای نمایاندن آنچه در ضمیر واقف است. بر این مبنی آنچه مرحوم آیت‏اللّه‏ العظمی خوانساری رحمة‏اللّه‏ در جامع‏المدارک فرموده که در وقف نیاز به لفظ صریح داریم که فقط «وقفت» است (3) قابل نقد و اشکال می‏باشد.
و اما استدلال بر اعتبار لفظ خاص در تحقق وقف به استصحاب به بیان اینکه اگر وقف به لفظ «وقفت» واقع شود قطعا حاصل می‏شود، ولی اگر به غیر آن ـ از الفاظ دیگر ـ باشد شک در تحقق آن می‏شود و در نتیجه شک می‏کنیم که آیا آنچه به آن وقف تعلق گرفت از ملک واقف خارج شد یا خیر، در این فرض باید به خارج نشدن آن از ملک مالک به دلیل استصحاب حکم شود، چون ارکان استصحاب (یقین سابق، شک لاحق و وحدت موضوع در ظرف یقین و شک) در فرض مسأله وجود دارد پس باید صیغه وقف به لفظ «وقفت» باشد نه به غیر آن از الفاظ دیگر.
ولی این دلیل نقدپذیر و قابل اشکال است، زیرا استصحاب در صورتی جاری می‏شود که ارکان آن تمام باشد، و در فرض مسأله رکن دوم آن یعنی شک لاحق ناتمام است، چون بعد از آنکه واقف با لفظی آنچه را در ضمیر خود دارد نمایاند، مورد مذکور در تحت عمومات وقف مندرج می‏شود و جایی برای استصحاب که دلیل فقاهتی است باقی نمی‏ماند.
حاصل آنکه رکن دوم که شک لاحق است گرچه تکوینا وجود دارد، ولی به جهت وجود دلیل اجتهادی تشریعا اعتبار ندارد، بلی اگر در موردی شک شود که مالک اراده وقف مالش را کرده یا خیر و یا بدانیم که اراده کرده، ولی ندانیم سببی را که آن را پدید می‏آورد ایجاد کرده یا خیر و یا بدانیم لفظی را ادا کرده، ولی ندانیم لفظی را که نمایانگر وقف باشد ادا کرده یا خیر، در اینجا استصحاب جاری می‏شود و به مقتضای آن حکم به عدم حصول وقف و عدم انتقال عین از ملک مالک به دیگری می‏شود.
حال با توجه به آنچه گفته شد زمینه‏ای برای فرمایش حضرت آیت‏اللّه‏ العظمی مرحوم سیداحمد خوانساری (قدس‏سره) در کتاب جامع‏المدارک نمی‏ماند. ایشان فرموده‏اند که خروج موقوفه از ملک مالک به لفظ صریح یا جایگزین صریح که مقرون به قرینه باشد نیازمند است وگرنه نمی‏توان حکم به خروج مال از ملک مالک کرد. (4)
و اما وقف به لفظ «تصدّقت» ظاهرا بدون قرینه تحقق نمی‏یابد، بلی اگر با قرینه باشد مثل اینکه بگوید: «تصدّقت صدقة لاتباع و لاتوهب و...» تحقق می‏یابد.
ابن‏ادریس در کتاب سرائر (5) به این گفتار تصریح کرده است و نظیر این را مرحوم راوندی در فقه‏القرآن گفته است.
2ـ آیا وقف به فعل و عمل ـ بدون اینکه لفظ «وقفت» و مانند آن بر زبان جاری شود ـ محقق می‏شود؟ مثلاً اگر فردی مسجدی را بسازد و در اختیار نمازگزاران برای ادای نماز قرار دهد و یا قالیچه و مانند آن را به قصد وقف در مسجدی بیندازد آیا وقفیّت حاصل می‏شود و یا آنکه باید به لفظی که نمایانگر وقف باشد تلفظ شود و مجرد فعل کفایت نمی‏کند؟
در این مسأله بین عالمان مذاهب اسلامی اختلاف وجود دارد. جمعی از بزرگان امامیه مانند شهید اول و ابن‏ادریس (6) و طباطبائی یزدی (7) و مرحوم اصفهانی (8) و آقای حکیم (9) و امام خمینی (10) قائل به تحقق وقف به فعل شده‏اند، مالکیان و حنبلیان نیز همین را قائل‏اند (11) اما شافعیان با آنان مخالف‏اند و تحقق وقف را منوط به لفظ می‏دانند. و بدون لفظ، آن را محقق نمی‏دانند (12) و نیز حنفیان نیز همین نظریه را دارند. (13)

وبلاگ وقف، احسان ماندگار - Www.Ehsan-Mandegar.MihanBlog.Com


ولی به نظر نگارنده وقف به فعل نیز حاصل می‏شود، زیرا وقف مانند بیع امری نفسانی و اعتباری است که مُبرز می‏خواهد و فرق نمی‏کند که آن مُبرز، فعل باشد و یا قول، از این‏رو اگر به فعل مقصود واقف ابراز شود وقف تحقق می‏یابد. روشن است که برخی از گونه‏های فعل مانند الفاظ قدرت ابراز مقاصد عامل را دارند؛ مانند فعل اشاره برای ابراز طلبِ رفتن کسی و مانند اقباض برای ابراز رفع ید مالک از ملک، و جز اینها از افعالی که مُبرزیّت دارد.
3ـ آیا در تحقق وقف مطلقا اعتبار قبول شده است یا مطلقا در آن اعتبار قبول نشده است و از ایقاعات است، یا تفصیل است در اعتبار آن بین وقف بر جهات عامة ـ مانند مساجد و تکایا ـ و وقف بر عناوین کلی ـ مانند وقف بر فقرا و سادات و طالبان علم ـ و بین وقف خاص ـ مانند وقف بر اولاد ـ بنابر اینکه در وقف خاص قبول معتبر است و در وقف بر جهات عامه و عناوین کلی معتبر نیست؟
در این مسأله نیز فقهای مذاهب اسلامی اختلاف نموده‏اند. حنفیان، مالکیان، شافعیان و حنبلیان قائل به عدم اعتبار قبول در وقف بر غیرمعیّن شده‏اند و در معیّن نیز مالکیان و بیشتر حنبلیان همین نظریه را برگزیده‏اند، ولی شافعیان اعتبار آن را در وقفِ بر معیّن ارجح دانسته‏اند. (14)
فقهای امامیه در این مسأله نیز اختلاف نموده‏اند. بعضی از آنان بر این بینش و اعتقادند که قبول معتبر است مطلقا چه در معیّن مثل وقف بر اولاد و چه در غیرمعیّن مثل وقف بر جهت عامة مانند وقف بر مساجد و تکایا و مثل وقف بر عناوین عامه مانند فقرا و یا سادات.
بعضی دیگر بر این اعتقادند که قبول معتبر نیست مطلقا چه در معیّن و چه در غیرمعیّن، زیرا وقف را از ایقاعات محسوب داشته‏اند.
و برخی معتقدند که در وقف بر معین قبول معتبر است و در غیرمعین نیازی به قبول نیست. این تفصیل را محقق حلی صاحب شرایع و شهید اول و شهید دوم و علامه حلی و نیز جز اینها برگزیده‏اند. و اختیار نگارنده بر همین است. پس اگر کسی خانه‏ای و یا چیز دیگری را وقف کند برای کسی و آن کس یا وکیل و یا ولی او بگوید قبول کردم، وقف صحیح است، ولی اگر برای جهات عامه و یا عناوین کلی باشد قبول در صحت آن معتبر نیست.
ولی ممکن است گفته شود اگر قبول را در حقیقتِ وقف داخل بدانیم دیگر جائی برای قول به تفصیل باقی نمی‏ماند، بلکه باید قائل به اعتبار آن در تحقق وقف شویم.
و اگر بگوییم قبول دخالتی در تحقق وقف ندارد و از آن بیگانه است، جایی نیز برای تفصیل باقی نمی‏ماند، زیرا لازمه این فرض عدم اعتبار قبول است مطلقا و اگر هیچکدام از این دو فرض ثابت نشد در اینجا به مقتضای اصالة‏الفساد در باب معاملات مرجع احتیاط است مطلقا و در این فرض نیز تفصیل راه ندارد.
ولکن حق این است که قائل به عدم اعتبار قبول در وقف بر جهات عامه و وقف بر عناوین کلیه شویم، زیرا در جهات عامه قبول معنای محصّلی ندارد، زیرا طرفی به عنوان قابل در آن وجود ندارد و در آنجایی قبول لازم است که طرف و یا کسی که قائم‏مقام او باشد در عقد وجود داشته باشد و در وقف بر جهات عامه طرفی نیست و اما در عناوین کلی اگرچه طرف موجود است و یا وجود آن امکان دارد ولی قبول او متعذّر است.
و اما حاکم و ناظر بر وقف در جهات عامه در اینجا مسلما قابل طرح نیستند، چون طرفی نیست تا اینها جایگزین آن شوند.
در عناوین کلی نیز حاکم و ناظر طرف عقد و ولی آن به حساب نمی‏آیند و دلیل آنانی که قائل به اعتبار قبول حاکم و یا ناظر بر وقف در وقف بر عناوین کلی‏اند بر ما معلوم نشد و اما ولایت حاکم اگرچه ثابت است، ولی حتی به گونه‏ای که شامل فرض مسأله شود غیرثابت است، زیرا درشمول ادلّه آن نسبت به مورد قصور دارد، حتی با پذیرش
ولایت مطلقه حاکم آیا می‏توان به تحقق هبه به مجرد قبول حاکم (بدون قبول آنانی که به آنها مال هبه شد) و یا قبول وکلا و یا اولیای آنها در آنجایی که مالی را هبه کند به آنهائی که در بلد هستند قائل شد؟ علاوه بر آن سیره قطعیه بر صحّت وقف بر جهات عامه بدون قبول وجود دارد. و نیز ممکن است عدم اعتبار قبول در وقف بر جهات عامه و بر عناوین کلیه را از اخباری که در اوقاف صحابه وارد شده است استفاده کرد.
4ـ در مسأله اعتبار تنجیز در صیغه وقف بین عالمان مذاهب اسلامی اختلاف است. بیشتر امامیه آن را در صیغه وقف اعتبار کرده و تعلیق را جائز ندانسته‏اند. (15)
به نظر آنان کسی که مالی را وقف می‏کند باید از زمان خواندن صیغه آن را برای همیشه وقف کند و اگر مثلاً بگوید این مال بعد از مردن من و یا بعد از ده‏سال دیگر وقف باشد وقف صحیح نیست، اما اگر بگوید بعد از مردن من آن را وقف کنید در عنوان وصیت به وقف مندرج است و فی‏نفسه وقف نیست و بر وصی است که آن را بعد از مردن مالک عملی کند.
در هر حال حنفیان نیز تعلیق را در صیغه وقف صحیح ندانسته‏اند، بلکه قائل به اعتبار تنجیز در صحت وقف شده‏اند. (16)
ولی مالکیان تنجیز را جائز می‏دانند و لذا گفته‏اند اگر مالک بگوید: «خانه‏ام هرگاه فلانی بیاید وقف باشد» وقف او صحیح و تمام است.(17)
و اما حنبلیان تعلیق را در صیغه وقف تنها در تعلیق بر مردن جائز دانسته‏اند؛ مثل اینکه مالک بگوید: «بعد از مردن من این مال وقف است» و اما در غیر آن تعلیق را جائز ندانسته‏اند.(18)
ولی می‏توان به تحقق وقف با وجود تعلیق در صیغه آن قائل شد، زیرا دلیلی بر عدم جواز آن در مورد نیست و در حدائق آمده است که من اعتبار تنجیز را در چندی از کتابهای متقدمین نیافتم.
و اما دعوای اجماع قابل اشکال و نقدپذیر است، زیرا:
اولا چگونه می‏توان ادعای اجماع را پذیرفت، در حالی که در این‏باره اختلاف نظر وجود دارد؟
و ثانیا بر فرض پذیرفتن، این اجماع در صورتی اعتبار دارد که مدرکی و یا محتمل‏المدرکیه نباشد و این اجماع محتمل‏المدرکیه است، زیرا محتمل است مدرک آن دلیل آتی باشد، پس اعتبار به آن دلیل است نه به اجماع.
و ثالثا بر فرض که بپذیریم این اجماع تعبّدی است باز هم این دلیل قابل تردید و نقد است، زیرا از دیدگاه فقهای شیعه اجماع فی‏نفسه در برابر کتاب و سنت اعتبار ندارد. زمانی برای آن اعتبار قائل‏اند که نمایانگر قول معصوم و یا نظر او باشد و کاشفیت این اجماع از قول معصوم مورد اشکال است. من در این زمینه بحث مفصلی داشته‏ام که آن را در کتاب منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی در بحث از اجماع بیان کرده‏ام.
بعضی بر عدم جواز تعلیق در صیغه وقف استدلال کرده‏اند به اینکه معنی انشا این است که وقف بالفعل تحقق یافته است و معنای تعلیق آن به شرط این است که بالفعل موجود نیست و این بازگشت تعلیق به این است که انشا هم متحقق است و هم متحقق نیست و لازمه این سخن تناقض است.
نقد این استدلال عبارت است از اینکه انشا بالفعل متحقق است و معلّق بر چیزی نیست، ولی آثار آن‏که در آینده حاصل می‏شود بر تقدیر حصول شرط است مانند وصیت معلق بر موت و نذر معلق بر وجود شرط.
و سرانجام اینکه آنچه در باب جواز تعلیق گفته شد ناظر به کلیّت بحث است، اما اگر دلیل خاصی در این مورد باشد باید بر طبق آن نظر داد.
 

پی نوشت:

1- سرائر، ص377. چاپ قدیم.
2- فقه القرآن.
3- جامع المدارک فی شرح المختصر النافع، ج4،ص2.
4- جامع المدارک، ج4، ص2.
5- سرائر، چاپ قدیم، ص377.
6- کتاب سرائر، باب وقف.
7- در ملحقات عروه باب وقف.
8- وسیلة النجاة، باب وقف.
9- منهاج الصالحین، باب وقف.
10- تحریرالوسیله، باب وقف.
11- مغنی، ابن‏قدامه، ج5، باب وقف، شرح زرقانی بر مختصر ابی‏ضیاء، ج7، باب وقف.
12- مغنی، ابن‏قدامه، ج5، باب وقف.
13- الدر المختار، ج3، ص393؛ و فتح القدیر، ج5، ص39ـ40.
14- کفایة الاخبار.
15- علامه حلی، تذکره، ج2، باب وقف؛ شیخ محمدحسن نجفی، جواهر، ج4، باب وقف، طبع قدیم؛ علامه طباطبائی یزدی، ملحقات عروة.
16- فتح القدیر، ج5، کتاب وقف؛ الاقناع، شربینی، ج2، باب وقف.
17- شرح زرقانی بر مختصر ابی‏ضیاء، ج7، باب وقف.
18- غایة المنتهی، ج2، باب الوقف.
 

منبع:میراث جاویدان

نویسنده: محمد ابراهیم جناتی

منبع: سایت راسخون





نوع مطلب : احكام وقف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 11 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   
وقف، احسان ماندگار
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ :
خرید بک لینک
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :