تبلیغات
وقف، احسان ماندگار
 
چهارشنبه 18 مرداد 1391 :: نویسنده :
 

وبلاگ وقف، احسان ماندگار - Www.Ehsan-Mandegar.MihanBlog.Com

امام حسین (ع) خانه‏اى را وقف كرد. امام حسن (ع) به او فرمود: خانه را تخلیه كن .  (چون چیزى را كه انسان وقف مىكند از تصرف او بیرون مىرود.) خانه هم این گونه است : وقتى وقف شد خود واقف نباید در آن تصرف كند.

در حدیث دیگرى آمده است : امام حسین (علیه السلام) زمین و اشیاى دیگرى را كه ارث برده بود پیش از این كه تحویل بگیرد، وقف كرد.

منبع: سایت موقوفات امامی





نوع مطلب : وقف و ائمه اطهار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 مرداد 1391 :: نویسنده :
از جمله اعضاى اهل بیت (ع) كه موقوفاتشان ثبت شده، حضرت فاطمه زهرا (س) است.محمد بن على شافعى از عبدالله بن حسن فرزند حسین روایت مى‏كند كه گفت :عده‏اى از اهل بیت (ع) به من خبر دادند كه فاطمه دختر رسول خدا(ص)و على(ع) اموال خود را بر بنى‏هاشم و بنى المطلب وقف كردند و دیگران را هم در ردیف وقف شدگان بر آنها داخل نمودند.ابى مریم گوید: از امام صادق (ع) درباره صدقه رسول خدا (ص)وصدقه على بن ابیطالب (ع) سؤال كردم. امام صادق (ع)فرمود: براى ما حلال است . فاطمه (س) صدقات خود را بر بنى‏هاشم و بنى عبدالمطلب قرار داد.«فرع» (به ضم فاء) و«ام العیال»دهى بوده است میان مكه ومدینه كه صدقه فاطمه زهرا (س) دختر رسول خدا (ص) بوده است .سمهودى از وقف حضرت زهرا (س) یاد مى‏كند و مى‏گوید شافعى بنا به نقل بیهقى گفته است: صدقه رسول الله (ص) و صدقه زبیر در نزدیكى آن و صدقه عمر و عثمان و صدقه على و فاطمه دختر رسول خدا (ص) و صدقه آنها كه من نمى‏توانم بشمارم، در مدینه و اطراف مدینه است .(همان طورى كه بنا به نقل مصباح الانوار در وصیت‏نامه حضرت زهرا (س) این معنا روشن است)و در وقفنامه حضرت على (ع) بنا به نقل دعائم الاسلام از وقف حضرت فاطمه (س) اسم برده شده است .

وقفنامه ‏اى از حضرت زهرا (س)

حضرت زهرا (س) هنگام شهادت وصیت‏نامه‏اى در مورد باغهاى مخیریق تنظیم و تولیت این وقف را كه شرعاً در دست اوبود به امیرالمؤمنین و بعد از او به ترتیب به امام حسن و امام حسین (ع) واگذار نمود كه وصیت‏نامه این گونه است

به نام خداوند بخشاینده مهربان

این چیزى است كه فاطمه دختر محمد (ص) به آن وصیت كرده است .

 

وبلاگ وقف، احسان ماندگار - Www.Ehsan-Mandegar.MihanBlog.Com

 

فاطمه وصیت مى‏كند كه باغهاى هفتگانه‏اش؛ عواف، دلال، برقه، میثب، حسنى وصافیه، مشربه ام ابراهیم (یعنى باغى كه مادر ابراهیم، «ماریه» همسر رسول (ص) در آن سكونت داشت) به نام او نامیده شده است در دست على بن ابیطالب (ع) باشد اگر على وفات كرد در دست حسن و بعد از او در دست حسین و پس از وفات او در دست بزرگترین فرزندان من، خدا بر این امر شاهد و مقداد پسر اسود كندى و زبیر پسر عوام بر آن گواه هستند و على بن‏ابیطالب این (مكتوب) را نوشته است.

وقفنامه دیگر

وصیت‏نامه دیگرى از آن حضرت را مرحوم مجلسى در بحار نقل مى‏كند كه امام باقر (ع) فرمود: فاطمه (س) بعد از رسول خدا شش ماه زندگى كرد و این مكتوب را نوشت،.این وصیت‏نامه‏اى است كه فاطمه دختر محمد (ص) در مورد مال خود در صورت درگذشتش نوشته است

فاطمه وصیت كرد كه از میوه‏هاى (درختانش) هر سال در ماه رجب پس از كسر هزینه آبیارى و سایر هزینه‏هاى كشت و بهره‏بردارى از طرف او هشتاد اوقیه صدقه داده شود. همچنین فاطمه وصیت كرد كه عموم میوه‏هاى (درختانش) و محصول گندمش در سال آینده هنگام درو، در راه خدا انفاق شود.او وصیت كرد كه چهل و پنج اوقیه به همسران پدرش محمد (ص) و پنجاه اوقیه به فقراى بنى هاشم و بنى عبدالمطلب پرداخت شود.فاطمه در مورد اصل مال خود در مدینه نوشت كه : چون على (ع) از او خواست است فاطمه او را متولى اموالش قرار دهد تا اموال او را با اموال رسول خدا (ص) یكجا جمع كند تا متفرق نشود، از این رو، على (ع) را - مادامى كه زنده است - متولى اموالش قرار داد و وصیت كرد كه اگر براى او حادثه‏اى پیش آید،آن را به دو فرزندم ، حسن وحسین تحویل دهد تا آن دو متولى آنها باشند.فاطمه مى‏گوید: من اموالم را به على بن ابیطالب تحویل دادم و اختیار آن را به اوسپردم تا مال من و مال محمد(ص) در اختیار او باشد و از هم جدا نشود.(على) از طرف من از عواید این اموال، آنچه من گفته‏ام و صدقه قرار داده‏ام مى‏پردازد و وقتى كه صدقه آنها را در راه خدا پرداخت و آنچه گفته بودم ادا نمود، اختیار دست خداى تعالى و در دست على است تا هر چه خواست و در هر جا خواست صدقه و انفاق كند و هیچ باكى بر او نیست . اگر براى على حادثه‏اى پیش آید همه اموال را چه مال من و چه مال مخمد (ص) را به دو فرزندم ؛ حسن و حسین تحویل مى‏دهد و آن دو هرگونه خواستند از محل آنها انفاق و صدقه مى‏كنند وهیچ باكى بر آنها نیست.حضرت فاطمه (س) در ادامه وصیتنامه خود اموال و اثاثیه‏اى را براى دختر ابوذر غفارى وقف كرده و آن گاه افزوده است : «اگر یكى از كسانى كه براى او چیزى وصیت كردم، پیش از این كه به او پرداخت شود بمیرد، سهم او به فقرا و مساكین پرداخت مى‏گردد.»

در پایان وصیت‏نامه آمده است كه مقداد بن اسود و زبیر بن عوام شاهد آن هستند و آن را على بن ابیطالب (ع) نوشته است

منبع: سایت موقوفات امامی





نوع مطلب : وقف و ائمه اطهار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 مرداد 1391 :: نویسنده :
 

امیرمؤمنان (ع) موقوفه ‏هایى داشت كه در تاریخ ثبت شده است و این موقوفات از اموال و دارایى شخصى آن حضرت بوده كه محدثان و مورخان نقل كرده‏اند و همان‏گونه كه در بحث كشاورزى و حفر قنات آن بزرگوار بحث خواهد شد از طریق كشاورزى و تولید و دیگر مواردى به دست می آورد آن را در راه خدا وقف كرد .عبدالرحمن فرزند حجاج مى‏گوید: این وصیت نامه را ابو ابراهیم (حضرت موسى بن جعفر (ع)) نزد من فرستاد ! این، آن چیزى است كه وصیت كرده و حكم نموده بنده خدا على در مال خود براى رضاى خدا تا این كه (به وسیله این وصیت) خدا مرا داخل بهشت نموده و در روزى كه صورتهایى سفید و صورتهایى سیاه مى‏گردد، مرا از آتش دوزخ و آتش را از من دور سازد . آنچه در «ینبع» املاك دارم و به من تعلق دارد و در اطراف «ینبع» هم معروف است كه مال من است، همه وقف است و همچنین برده‏هایى كه در آن املاك دارم به غیر از آبى نیزر و ابى رباح و جبیر كه آزاد هستند (و حق ولاء دارند) بقیه در همین املاك پنج سال كار مى‏كنند و مخارج خود و عائله‏شان را از آن جا تأمین مى‏كنند. علاوه بر این آنچه كه در «وادى القرى» دارم همه مختص اولاد فاطمه است و برده‏هایى هم كه در املاك وادى القرى دارم، وقف است غیر از اینها هم آنچه در «ذعة» دارم با برده‏هایى كه آن جا هست وقف است و مانند برده‏هاى دیگر در املاك كار كرده و مخارج خود و عائله‏شان را از همان املاك اداره نمایند. علاوه بر اینها آنچه در «اذینه«دارم با برده‏هایى كه آن جا دارم وقف است .«قصیره» هم همان گونه كه مى‏دانید وقف است.
آن گاه حضرت مى‏نویسد : در حقیقت آنچه در مورد اموال خودم نوشتم «به گونه صدقه واجب »است؛ یعنى وقف است كه قابل فسخ نیست و نمى‏توان آن را فروخت یا به كسى بخشید یا شرایط آن را تغییر داد و قطعى و خارج از ملك خصوصى مى‏باشد، خواه من زنده بمانم یا بمیرم و در هر موردى كه براى خدا باشد صرف مى‏شود . بعد در صدد توضیح شرائط وقف و متولى آن برآمده ، مى‏فرماید:

مال محمد رسول الله (ص) (موقوفه آن حضرت(همان طورى كه خود مقرر داشته ، مال اولاد فاطمه است و همین طور است اموال فاطمه (س) و برده‏هایى كه در كاغذ كوچكى اسم برده‏ام همه آنها از بردگى آزادند . تولیت این موقوفه در دست حسن بن على مى‏باشد و حق دارد متعارف مخارج خود را از درآمد آن املاك بردارد و هر طورى كه مطابق خواست خداست مصرف كند. اگر قرضى (دینى) داشته باشد مى‏تواند از همین املاك بفروشد و آن را ادا كند و اختیار و سرپرستى اولاد على و اموالشان در دست حسن است و اگر حسن بن على در غیرخانه وقفى سكونت داشته ، مى تواند خانه وقفى را بفروشد و یك سوم پول را به بنى‏هاشم و بنى المطلب و یك سوم به آل ابیطالب بدهد و یك سوم باقى مانده را هم در راه خدا مصرف كند. و اما اگر براى حسن پیشامدى كرد، حسین تولیت دارد به همان نحوى كه حسن دارد و این امتیاز كه براى فرزندان فاطمه قرار دادم براى رضاى خدا و حفظ احترام رسول خدا (ص) مى‏باشد . و اگر براى حسین پیشامدى كرد، از اولاد على شخصى را كه اسلام و امانت او مورد قبول باشد براى تولیت نصب كنند و اگر چنین كسى پیدا نشد از اولاد پسران فاطمه چنین كسى را انتخاب كنند و اگر نشد از آل ابیطالب اختیار نمایند. این وصیت‏نامه را در روز ورود به »مسكن» (20 جمادى الاولى سال 37 یا 39) نوشتم براى خشنودى حق سبحانه و تعالى .

وبلاگ وقف، احسان ماندگار - Www.Ehsan-Mandegar.MihanBlog.Com

وقف خانه

از امام صادق (ع(نقل شده است كه امیرالمؤمنین (ع) خانه‏اى در بنى زریق داشته و بدین صورت آن را وقف كرد:

به نام خداى بخشاینده مهربان

این است آنچه على بن ابى طالب آن را در حالى كه زنده و كامل بود ، صدقه كرده است.وقف نمود خانه ‏خود را كه در بنى زریق دارد، صدقه‏اى كه فروخته نمى‏شود و هبه نمى‏گردد تا خدایى كه وارث آسمان و زمین است ، آن را وارث شود و در این خانه خاله‏هاى خود را سكونت داد مادامى كه خود یا اولادشان زنده هستند و وقتى مرگ آنها فرا رسید براى محتاج‏هایى از مسلمانان باشد.

موقوفه‏ هاى دیگر امیرالمؤمنین (ع)

حضرت موقوفه هایى دیگرى نیز داشت كه برخى از آنها بدین قرار است:

»سویقه» كه جایى است در نزدیكى مدینه و آل على (ع) آن جا سكونت مى‏كردند، از جمله صدقات امیرالمؤمنین (ع) بود.
از ابوجعفر نقل شده است كه عمر و على یك قطعه زمین خود را وقف كردند. آن حضرت زمین و خانه خود را در مصر با اموالى كه در مدینه داشت وقف اولاد نمود.
فقیر و وادى ترعه نیز از موقوفات حضرت على (ع) است .  فقیر اسم دو مكانى است در نزدیكى مدینه كه آنها را فقیران مى‏نامند و از امام جعفر صادق (ع) روایت شده كه رسول الله (ص) براى على (ع( چهار قطعه زمین اقطاع نمود: «فقیرین»، «بئرقیس» و «الشجره».

حرة الرجلاء جزء صدقات على (ع) بوده است . نصف آن وقف بوده و نصف دیگر در دست «آل منّاع» از بنى عدى قرار داشته كه على (ع) به آنها بخشیده بوده است و باز در حرة الرجلاء دره‏اى به نام «بیضاء» و در آن مزارع و زمینهاى خالى وجود داشته كه از جمله موقوفه‏هاى امام بوده است .قصیبه منطقه‏اى است در نزدیكى خیبر و مدینه منوره كه حضرت آن را وقف كرده است . در حره الرجلاء نیز چهار چاه وجود داشته كه جزء صدقات امیرالمؤمنین (ع) بوده است و به آنها «ذات كمات» گفته‏اند. همچنین چاه‏هاى «ذوات العشراء» «قعین»،«معید» و «رعوان» از موقوفات حضرت بوده است .وصیت امیرمؤمنان (ع) در مورد اداره اموال موقوفه اواز وصیتهاى امام (ع) در مورد مصرف اموالش بعد ازوفات او این است كه حضرت پس از بازگشت از صفین مرقوم فرموده است این دستورى است كه بنده خدا على بن ابیطالب امیرمؤمنان در مورد چگونگى تصرف در اموالش به خاطر خشنودى خدا داده است . تا از این طریق خداوند وى را قرین رحمت و دمساز بهشت سازد و امنیت و آرامش در سراى دیگر به او عنایت كند.
از آن جمله است : سرپرستى آن به عهده حسن بن على است كه به طور شایسته از آن مصرف كند و به طور شایسته از آن انفاق نماید. اگر براى حسن پیشامدى كرد و حسین زنده است او سرپرستى آن را به عهده بگیرد و به جاى وى وظیفه را انجام دهد . پسران فاطمه همان مقدار سهم از این مال را دارند كه پسران على (ع) و این كه سرپرستى آن را به پسران فاطمه واگذاردم به خاطر خدا و به خاطر تقرب رسول الله (ص) و بزرگداشت حرمت او و احترام پیوند خویشاوندى‏اش مى‏باشد و با كسى كه این اموال در دست اوست شرط مى‏كنم كه اصل مال را حفظ كند وتنها از میوه و درآمدش در آن راهى كه به او دستور داده‏ام انفاق نماید و از نهالهاى نخل چیزى نفروشد تا همه این سرزمین یك پارچه زیر پوشش نخل قرار گیرد و آباد شود.امام صادق (ع(فرمود:  على بنده خدا بود . خدا بهشت را براى او واجب كرد مالش را در راه خدا صدقه قرار داد كه بعد از او فقرا استفاده كنند و گفت : خدایا این مال را براى این جهت صدقه قرار دادم كه آتش را ازصورتم و صورت مرا از آتش دوزخ دور سازى. 

منبع: سایت موقوفات امامی





نوع مطلب : وقف و ائمه اطهار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 مرداد 1391 :: نویسنده :
شیوه‏ رفتار رسول خدا (ص) یکی از منابع مهم در احکام دینی و معارف اسلامی به شمار می‏رود که از آن به «سنت» تعبیر می‏شود. سنت به قول، فعل و تقریر )سکوت مقتضی) گفته می‏شود که از رسول گرامی اسلام یا امامان شیعه صادر شده باشد. اما اهل سنت کارهایی را که صحابه انجام داده‏ اند نیز سنت می‏ شمارند.همان گونه که در سخنان رسول خدا (ص) درباره‏ تشویق به وقف روایات متعددی نقل شده، از آنجا که از نظر عملی نیز پیامبر (ص) در این کار نیکو، معلم بشریت بوده‏اند خود نیز بدین کار نیکو دست زده ‏اند که چند نمونه‏ آن را یادآور می‏شویم.

مردی از یهودیان به نام مخیریق که در جنگ احد مسلمان شده بود، همراه سپاه اسلام در جنگ با مشرکان شرکت داشت. هنگامی که به سوی احد حرکت کرد، گفت: اگر من کشته شدم، هفت قطعه از باغهای من از آن رسول خدا )ص) باشد. آن باغها عبارت بودند از: عواف، دلال، برقه، مبیت، حسنی، صافیه و حائط ام ابراهیم. مخیریق در این جنگ کشته شد و آن باغها از همان تاریخ، یعنی سال سوم هجری به ملک پیامبر (ص) درآمد و آن حضرت تصرف نمود.تا سال هفتم هجری کارگران رسول خدا (ص) آن باغها را اداره می‏کردند تا این که در همان سال آن باغها را وقف کردند اما این وقف خاص بود، یعنی، بر اولاد و بر بنی هاشم وقف شد. پس از رحلت پیامبر (ص) خلیفه‏ اول این باغها را گرفت ولی خلیفه‏  دوم آن را به علی (ع) باز گردانید که در تاریخ مفصلا نقل شده است .

موقوفه‏هاى آن حضرت منحصر در این هفت باغ نبود، بلكه در كتب تاریخ زمینهاى دیگرى را به نام صدقات رسول خدا (ص) ذكر كرده‏اند كه یكى بویره است.حموى در معجم البلدان مى‏ نویسد: بویره از زمینهاى بنى النضیر بوده است .سمهودى مى‏نویسد: رسول خدا (ص) در خیبر نیز موقوفه‏هایى داشته است. ابن شبه مى‏نویسد: بخشى از سرزمین خیبر به نامهاى الوطیح و الكتیبه و سلالم را پیامبر (ص) وقف كرد. بخارى نقل مى‏كند: نوشته یا نوشته‏هایى در دست امیرالمؤمنین على (ع) بوده است كه وقفهاى رسول الله در آن نوشته شده بود یا آن نوشته‏ها وقفنامه موقوفه‏هاى رسول خدا بوده است ، ولیكن توضیح نداده است كه این موقوفات همان هفت باغ مذكور بوده یا موقوفه‏هاى دیگر. به هر حال براى روشن شدن مطلب عین عبارت «بخارى» را ذكر مى‏كنیم.  ابن حنفیه گوید: اگر على (ع) از عثمان به بدى یاد مى‏كرد بدون شك روزى عثمان را به بدى یاد مى‏كرد كه عده‏اى از عمال عثمان شكایت كردند ، پس على (ع) فرمود: برو پیش عثمان و به او بگو كه آنها (نامه‏هایى كه على در دست داشت) صدقه پیامبر است؛ (یعنى در آن صدقات نوشته شده است.) سپس كارمندان خود را دستور بده به آن عمل كنند؛

وبلاگ وقف، احسان ماندگار - Www.Ehsan-Mandegar.MihanBlog.Com

(یعنى مطابق این نوشته‏ها عمل شود) من نوشته‏ها را پیش عثمان بردم . عثمان اعتنا نكرد و  گفت : آنها را از ما دور كن كه نیازى به آن نداریم. من آنها را پیش على (ع) آوردم و جریان را گفتم . به من فرمود: از جایى كه برداشتى به همان جا برگردان . ظاهراً این نامه‏ها مربوط به آن هفت باغ نبوده است ، زیرا آن باغها كه صدقات رسول الله بوده، معروف بوده است و احتیاج به دیدن وقفنامه نبوده، عثمان و دو خلیفه قبلى و سایر مسلمانان و كارمندان دولتى خلیفه نیز آنها را مى شناختند. پس احتیاجى به فرستادن وقفنامه و موردى براى بى‏اعتنایى عثمان نبوده است . از این رو باید گفت : این موقوفه‏ها غیر از آن هفت باغ بوده است كه عثمان اظهار بى‏اطلاعى كرده و پس از دیدن وقفنامه نیز توانست بى‏اعتنا باشد.عسقلانى نیز این حدیث را نقل نموده و اضافه مى‏كند: بعضى از علماى اهل سنت همه اموال رسول خدا (ص) را كه بعد از رحلت آن حضرت مانده بود صدقه نامیده و همه اموال را به نام «صدقات رسول خدا (ص)» ذكر مى‏كنند، به دلیل حدیثى كه ابوبكر نقل كرده است كه رسول خدا (ص) فرمود: «نحن معاشر الانبیاء لانورث ماتركناه صدقه.»
ابن ابى الحدید در این مورد چنین مى‏گوید: رسول خدا از دنیا رفت در حالى كه مزارع زیادى در «خیبر»، «فدك»،«بنى النضیر»، «وادى نخله» و همچنین «طائف» داشت كه پس از مرگ او همه صدقه شد، به دلیل خبرى كه ابوبكر نقل كرده است . در عمدة القارى در شرح گفتار بخارى «و صدقته بالمدینه» گوید: یعنى املاكى كه بعد از آن حضرت صدقه شد و گفت مى‏شود كه صدقات رسول خدا (ص) در مدینه اموال بنى النضیر است كه نزدیك مدینه بود و از قاضى عیاض نقل شده كه صدقات آن حضرت در مدینه عبارت است از اموال مخیریق و از جمله حق آن حضرت در اموال بنى‏النضیر و همچنین نصف زمین فدك و ثلث زمین «وادى القرى» و دو قلعه از قلعه‏هاى خیبر، و سهم آن حضرت از خمس خیبر كه همه بعد از آن حضرت صدقه شد به موجب آن حدیث . ابن عبدربه  و ابن ابى الحدید مى‏گویند: رسول خدا (ص) مهزور را (كه مكانى واقع در بازار مدینه بوده است ) براى مسلمان وقف كرد. علامه عسكرى مى‏گوید: علماى مدرسه خلفا از محدثان و مورخان و فقها و لغویین و ... توافق كردند بر این كه هر چه را كه رسول خدا از خود به ارث گذاشته ، ازمزارع و باغها صدقه بنامند و استناد كرده‏اند به آنچه كه ابوبكر از رسول خدا روایت كرده است كه فرمود: «و ما تركناه«.صدقه  این نامگذارى و سازش به دلایل سیاسى آن روز بوده است و ریشه سیاسى دارد كه این جا جاى شرح آن نیست.
علامه مجلسى به نقل از مناقب ابن شهر آشوب و ارشاد مفید نقل كرده است كه : هنگام فتح بنى النضیر رسول خدا اموال (زمینها و باغها و خانه‏هاى ) بنى النضیر را میان مهاجرین تقسیم كرد و به على (ع) دستور داد كه سهم رسول خدا را تحویل بگیرد و آنها را صدقه قرار دهد. معلوم است كه مراد این محقق بزرگوار از صدقه وقف است ؛ زیرا آنها اصطلاح علماى اهل سنت را قبول نداشته‏اند . البته این موقوفات را عملاً به استناد حدیث ابوبكر ، جزء اموال عمومى كردند در حالى كه آنها در موارد خاصى وقف شده بود
.

اینها نمونه هایی از موقوفاتی بود که رسول خدا(ص) در زمان زندگانی خویش وقف کرده است که بیان تمامی این موارد از توان این نوشتار خارج است.

منبع : میراث جاودان

برگرفته شده از سایت موقوفات امامی





نوع مطلب : وقف و ائمه اطهار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 مرداد 1391 :: نویسنده :
تاریخ نخستین موقوفه در اسلام با نام مُخَیْریق و غزوه احد (سال سوم هجری، 32 ماه پس از هجرت) پیوند دارد. محمد بن سعد (متوفای 230ق) زیر عنوان «صدقات پیامبر خدا (ص)» آورده است که نخستین صدقه در اسلام، وقفی بود که پیامبر خدا (ص) پس از کشته شدن مخیریق در احد، از خود برجا نهاد.مُخَیریق (از قبیله ثَعلبة بن فِطْیون) توانگرترین مرد بنی قَیْنُقاع و از احبار یهود و آگاهان به احکام تورات بود. وی با آنکه از روی صفات و نشانه‏های پیامبر خدا (ص) به پیامبری آن حضرت پی‏برده بود،از دین خویش که بدان خو گرفته بود، دست بر نمی‏داشت. با این حال و با آنکه همچنان بر دین یهود بود روز شنبه که جنگ احد آغاز شد پیش یهودیان آمد و بدانان گفت: به خدا سوگند، شما خود می‏دانید که بر شما فرض است که محمد را یاری دهید. یهودیان بدو پاسخ دادند که امروز شنبه است. مخیریق گفت: دیگر شنبه‏ای در کار نیست و آن گاه سلاح برگرفت و در احد به پیامبر خدا (ص) پیوست. وی پیش از آنکه آهنگ احد کند به محمّد بن مَسْلَمه، سَلَمة بن سَلامه و خویشان خود وصیّت کرد: اگر من امروز کشته شدم، دارایی من در اختیار محمّد خواهد بود تا بنابر رهنمود خدا در هر راه که خواهد صرف کند. هنگامی که جنگ به پایان رسید و مسلمانان شهدا را به خاک می‏سپاردند، مخیریق را در حالی که چند زخم خورده بود کشته یافتند. وی را بی‏آنکه نماز بر او گزارند در گوشه گورستان مسلمانان دفن کردند. نه در آن روز و نه پس از آن شنیده نشد که پیامبر (ص) برای او آمرزش خواهد، جز آنکه فرمود: مخیریق بهترین یهودی بود.منابع تاریخ اسلام، چون مغازی واقدی، طبقات ابن‏سعد، تاریخ‏المدینه ابن‏شبّه، و نیز منابع روائی همچون بحارالانوار مجلسی و وسائل‏الشیعه حرّ عاملی دارایی مخیریق را که پیامبر (ص) وقف فرمود، هفت نخلستان (حوائط سبعة) به این شرح ذکر کرده‏اند:

1ـ مِیْثَب یا مَیْثِب

 2ـ صافیه

3ـ دَلال

 4ـ حُسْنی

 5 ـ بُرقه یا بَرقه

 6 ـ اَعواف

 7ـ مشربة ام‏ابراهیم

همین منابع، تصریح دارند که بخش عمده موقوفات پیامبر (ص) را در مدینه همین هفت نخلستان تشکیل می‏داد و با اصطلاحات و تعبیرات: «صدقه و صدقات، نفقه و نفقات، حَبْس و حُبُس، وَقْف، حَبسَ، وَقَفَ و تصدّق» از آنها سخن می‏گویند.برخی منابع، اطّلاعات بیشتری را در مورد محلّ این موقوفات و نیز در این‏باره که وقف بر چه کسانی بوده و... به دست می‏دهند. به گفته ابن‏شبّه «صافیه، بَرقه، دَلال و میثب» در کنار یکدیگر و در بالادست سورین پشت قصرِ مروان بن حکم واقع بوده و از وادی (نهر) مَهزور سیراب می‏شده‏اند. نخلستان «مشربه امّ ابراهیم» که ماریه قبطی، ابراهیم ـ فرزند پیامبر ـ را در آنجا زاد و در همان‏جا زندگی می‏کرد و به همین جهت نیز به این نام خوانده شد، در پشت «بیتِ مدراس» یهود و جنب مِلک ابوعبیدة بن عبداللّه‏ بن زمعه اسدی قرار داشت و آن نیز از وادی مهزور آب می‏خورد. «حُسْنی» در ناحیه قُفّ، و «اعواف» در املاک بنی مُحَمَّم واقع بود و این هر دو نیز از مهزور سیراب می‏شدند.سمهودی (متوفای 911هـ) اطلاعات دقیق‏تری درباره محلّ این نخلستانها آورده و اشاراتی هم به وضع این اوقاف در روزگار او (سده نهم و اوایل سده دهم هجری) دارد.در این منابع درباره اینکه این حوائط بر چه کسانی وقف بوده اختلاف دیده می‏شود. در یکی از روایات منقول در طبقات ابن‏سعد، سخن از این است که پیامبر (ص) پس از بازگشت از اُحد، اموال مخیریق را میان فقرا تقسیم فرمود(یعنی موقوفه بودن آنها اساسا مردود شمرده شده است) امّا غالب روایات و اخبار اعم از شیعه و سنی ـ موقوفه بودن این املاک را تصدیق و تأیید کرده‏اند؛ از آن جمله ابن‏یونس در جامع و مالک در ردّ نظر شُریح و نیز در مناظره با قاضی ابویوسف در حضور هارون‏الرشید بدان تصریح کرده‏اند، گرچه در مورد موقوفٌ‏علیه این اوقاف اختلاف هست.

وبلاگ وقف، احسان ماندگار - Www.Ehsan-Mandegar.MihanBlog.Com

برخی از روایات اهل سنّت، حکایت از آن دارد که این املاک، وقف عام بر مسلمانان بوده است. از آن جمله ابن‏سعد از واقدی روایت می‏کند که از عمر بن عبدالعزیز، به هنگامی که خلیفه بود شنیدم که می‏گفت: روزی که در مدینه گروه بسیاری از مردم جمع بودند از پیران مهاجران و انصار شنیدم که می‏گفتند: حوائط (نخلستانهای هفتگانه) پیامبر (ص)وقف بر مسلمانان است و از اموال مخیریق بوده، آن گاه عمر فرمان داد از خرماهای آن نخلستانها بیاورند. طبقی خرما آوردندوآنها را میان ما تقسیم کرد.در برابر روایت مذکور، اخبار و روایاتی در منابع اهل سنّت آمده که حکایت از وقف این حوائط بر خاندان پیامبر (ص) دارند و نکته مهم آنکه این گروه از روایات با اخبار مورد تأیید شیعه در این باب کمابیش مطابقت و همسویی دارد: سمهودی در وفاءالوفاء زیر عنوان «طلب فاطمة من ابی‏بکر صدقات ابیها» در توجیه مناقشه و احتجاج حضرت فاطمه (س) با ابوبکر و پاس مقام خلافت از سویی و ساحت مقدس دخت پیامبر (ص) از سوی دیگر، می‏نویسد: آن حضرت با اصل این سخن ابوبکر که از قول پیامبر (ص) می‏گفت: «لانورث؛ ما ترکناه صدقة» مخالفتی نداشت؛ بلکه استنباط و نظر وی این بود که این اموال وقف است و حق نظارت بر آن و قبض محصول و ثمر و تصرف در آن به واسطه ارث به او می‏رسد و لذا طالب سهم و نصیب خویش از اوقاف پیامبر (ص) در مدینه بود و عقیده وی بر آن بود که حق تولیت بر این املاک متعلق به او (به واسطه دختری) و عبّاس (به واسطه عمومت)است.ابن‏شبّه به تفصیل در این باب سخن می‏گوید و بنابر روایات می‏نویسد: عمر تولیت این املاک را در زمان خلافت خویش به علی (ع) و عبّاس سپرد، بدین شرط که آن دو مطابق مفاد شروط وقف که پیامبر (ص) تعیین فرموده بود عمل کنند؛ یعنی با حفظ عین موقوفه، نفقه سالانه خاندان پیامبر (ص)پرداخت شود و آنچه از درآمد باقی می‏ماند در راه خدا صرف شود. همو می‏نویسد این شیوه در دوران خلافت عثمان نیز ادامه یافت و بعدها تولیت آن به عهده حسن بن علی (ع)، سپس حسین بن علی (ع) و آن‏گاه در اختیار علی بن حسین (ع) و حسن بن حسن و سپس زید بن حسن بود.سمهودی سپس به روایت از عبدالرّزاق،از مَعْمَر از زهری می‏افزاید که سپس تولیت این اوقاف بر عهده عبداللّه‏ بن حسن مثنّی ـ معروف به عبداللّه‏ محض  بود تا آنکه بنی‏عباس به قدرت رسیدند و این اوقاف را از دست بنی‏الحسن (علویان) به در آوردند. او به نقل از اسماعیل قاضی آورده است که عباس ـ عمّ پیامبر ـ در روزگار خلافت عثمان از سهم خویش اعراض کرده بود. ابن شبَّه (173ـ262هـ) به روایات از ابوغَسّان آورده است: اوقاف (صدقات) پیامبر (ص) امروز در دست خلیفه است؛ هر که را می‏خواهد به تولیت آنها می‏گمارد یا عزل می‏کند و محصول و درآمد آن را به نحوی که وکلا تشخیص می‏دهند، میان نیازمندان مدینه تقسیم می‏کند. سمهودی به نقل از رزین العبدری می‏افزاید: برخی از این مستغلاّت تا حدود سال 500 هجری ـ که یکی از ولات مدینه آنها را به خود اختصاص داده ـ همچنان معروف و وقف بر مساکین بوده است.نکته مهم و قابل ذکر این است که منابع اهل سنّت درباره این اوقاف بسیار آشفته و پریشان سخن گفته‏اند و روایات مربوط به حوائط سبعه (نخلستانهای هفتگانه متعلّق به مخیریق و موقوفه پیامبر) را با دیگر املاک و اموال و مستغلاّت به جا مانده از پیامبر (ص)، نظیر: فدک، خیبر، اراضی بنی‏نضیر و بنی‏قریظه ـ که هر کدام بر پایه نظر فقهای شیعه حکمی خاص خود دارد ـ خلط کرده و درآمیخته‏اند.چنان که در آغاز این بحث اشاره شد، بر آن نبوده‏ایم که در تاریخ نخستین اوقاف به تفصیل سخن گفته شود، هم از این روی، در این باب استقصای تامّی در منابع شیعه نکرده‏ایم و تنها به آنچه در بحارالانوار و وسائل‏الشیعه آمده، بسنده می‏شود:

به نوشته مجلسی ـ به نقل از قرب‏الاسناد ـ به روایت از ابن‏عیسی، از بزنطی آمده است: از امام رضا (ع) درباره نخلستانهای هفتگانه )الحیطان السبعة) پرسیدم، فرمودند: آنها میراث پیامبر خدا (ص) بود که وقف فرمودند و آن حضرت، درآمد آن را صرف هزینه مهمانها و نیازمندیهای خویش می‏کرد. پس از رحلت پیامبر (ص) عبّاس بر سر آن با فاطمه (س) به داوری برخاست. علی (ع) و دیگران گواهی دادند که این نخلستانها وقف است و عبارت‏اند از: دلال، عواف (ظاهرا اعواف)، حُسنی، صافیه، مِلک ام‏ابراهیم، منبت (ظاهرا مَیْثِب یا مِیْثَب) و برقه.

مجلسی در خبری دیگر، به روایت از زید بن علی، از حسن بن علی (ع)، آورده که فرمود: این وصیّت فاطمه دخت محمد (ص) در مورد نخلستانهای هفتگانه: عواف (اعواف)، دلال... به علی بن ابی‏طالب (ع) است، و اگر او در گذشت از آنِ حسن بن علی (ع) و پس از او برادرش حسین (ع) و پس از او از آن الاکبر فالاکبر از فرزندان پیامبر خدا (ص) ست. شیخ حرّ عاملی، خبری قریب به مضمونِ خبر پیشین آورده است که اسناد روایت آن به امام محمد باقر (ع) می‏رسد. در این خبر، نام علی بن ابی‏طالب (ع) به عنوان کاتب متن وصیّت و نام مقداد بن اسود و زبیر بن عوّام به عنوان گواه و شاهد آمده است. آخرین نکته‏ این است که به رغم تصریح و تأیید بسیاری از منابع اصیل و معتبر اهل سنّت در این‏باره که حوائط سبعه مخیریق را نخستین اوقاف و حضرت رسول اکرم (ص) را نخستین واقف معرّفی کرده‏اند و بعضا به تفصیل در باب آنها سخن گفته‏اند، برخی از منابع اهل سنّت و از آن میان ابوهلال عسکری با عبارت «اوّل ما احتبس فی‏الاسلام صدقة عمر... یقال له ثمع» عمر بن خطاب را نخستین واقف، و ملک ثمغ یا ثمغا را نخستین وقف و موقوفه دانسته‏اند. البته عمر و بسیاری دیگر از صحابه به پیروی از پیامبر (ص) به این سنّت حسنه عمل کرده‏اند، امّا اینکه عمر را نخستین واقف به شمار آوریم، با وجود نبودن دلیل، خالی از نوعی جانبداری تعصّب‏آلود و غیر منطقی نیست؛ بویژه آنکه در کتب معروف به الاوائل و مباحث و ابواب برخی از کتابها، نظیر تاریخ‏الخلفاء سیوطی  که به اوائل امور در تاریخ پرداخته‏اند، اموری به عنوان فضیلت به افراد نسبت داده شده که به آسانی می‏توان دریافت که این نسبتها در پرتو قدرت سیاسی، اجتماعی یا دینی این شخصیّتها شکل گرفته و پدید آمده است

منبع: سایت موقوفات امامی





نوع مطلب : وقف در قرآن و احادیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 11 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
وقف، احسان ماندگار
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ :
خرید بک لینک
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :